سریال «کارما»؛ پیچیدهترین سریال کرهای که تا به حال دیدهاید

سریال کرهای «کارما» که با کارگردانی لی ایلهیونگ و بر اساس وبتونی از چوی هیسون ساخته شده، یک درام جنایی و هیجانانگیز است که به تازگی در شش قسمت منتشر شده است. این سریال زندگی شش شخصیت را در شبکهای از روابط پرتنش و انتخابهای نادرست روایت میکند که به پیامدهای تلخ و انتقامجویانه منجر میشوند.
اول صبح؛ سریال «کارما» با حضور بازیگران نامداری همچون پارک ههسو، شین مینآ، لی هیجون، کیم سونگکیون، لی کوانگسو و گونگ سئونگیون، روایتی جذاب، پیچیده و تماشایی از رویارویی آدمها با نتایج شوم تصمیمات اشتباهی است که در لحظات سرنوشتساز میگیرند.
داستان این سریال دربارۀ شش شخصیت مجزا است که تصمیمات خاصشان آنها را در یک شبکۀ پیچیده از وقایع با هم مرتبط میکند. ماجرا با یک آتشسوزی آغاز میشود که پزشکی به نام جو-یون را با گذشتهای تاریک روبهرو میکند. سپس به بدهکاری میرسد که برای فرار از مشکلات مالی، نقشه قتل پدرش را میکشد. شخصیت دیگر سریال شخصیت «شاهد» است که پس از دیدن یک تصادف، وارد مسیری جنایتبار میشود و این انتخابها زندگی نامزدش یو-جونگ را نیز درگیر میکند.
هر کدام از شخصیتهای این سریال با تصمیمات خودشان زنجیرهای از اتفاقات را رقم میزنند که در نهایت همه آنها را به دام کارما میاندازد. شاید پیام سریال «کارما» همین باشد که هیچ کس نمیتواند از رویارویی با نتایج اعمال نادرستش فرار کند.
نقاط قوت «کارما» در بازیگری قدرتمند، کارگردانی هنرمندانه و عمق اخلاقی آن نهفته است. پارک ههسو در نقش شاهد، شخصیتی پیچیده و خودخواه را با طنزی زیرکانه به تصویر میکشد که مخاطب را هم جذب و هم منزجر میکند. شین مینآ، شخصیت جو-یون را با شکنندگی و عمق احساسی بازی میکند و لی هیجون نیز شخصیت بدهکار را با ناامیدی ملموس و تاثیرگذاری به نمایش میگذارد. لی کوانگسو، کیم سونگکیون و گونگ سئونگیون نیز رنگ و لعاب مخصوصی به داستان میافزایند.
اما شاید مهمتر از همۀ اینها کارگردانی لی ایلهیونگ باشد که با ارائۀ پیچشهای شوکآور داستانی که از قسمت سوم اوج میگیرند، شبکهای درهمتنیده از روابط را خلق میکند که ذهن مخاطب را عمیقا با خودش درگیر میکند. از اینجهت شاید بتوان این سریال را با سریالی مثل «دارک» مقایسه کرد که به خاطر پیچیدگیهای شوکهکنندۀ داستانیاش محبوبیت زیادی در بین مخاطبان پیدا کرده بود.
با این حال «کارما» بینقص نیست. شروع کند و تا حدی تکراری سریال که به خصوص در قسمتهای اول و دوم احساس میشود، ممکن است مخاطب را خسته کند؛ گرچه از قسمت سوم به بعد جاذبۀ داستان به طور چشمگیری افزایش پیدا میکند. در عین حال پیچیدگی بیش از حد روایت نیز اگرچه میتواند از برخی جهات جزء نقاط قوت سریال به حساب بیاید، اما شاید گاه به سردرگمی منجر شود، طوری که مخاطب مجبور شود برای فهمیدن اتفاقات، برخی از قسمتها را دوباره نگاه کند.
علاوه بر اینها، برخی شخصیتها مانند گیلرونگ و یو-جونگ نیز در طول داستان کمتر توسعه یافتهاند و در مقایسه با شخصیتهای «شاهد» و «بدهکار» نقش کمرنگی دارند.
اما در مجموع «کارما» با بازیگری درخشان، داستان پرتنش و پیامی درباره پیامدهای انتخابهای انسانی، اثری قابلتوجه در میان سریالهای جدید کرهای است. اگرچه آغاز کند و پیچیدگیاش ممکن است همه را راضی نکند، اما از نیمههای راه به بعد به اوج میرسد و تجربهای هیجانانگیز و معنادار ارائه میدهد. این سریال برای کسانی که به درامهای جنایی با لایههای عمیق علاقه دارند، ارزش تماشا دارد؛ البته به شرطی که به اندازه کافی صبور باشند تا قطعات پازل همگی در جای خود قرار گیرند.